خرید بک لینک

پاسخ به سؤالات استاد دکتر سیدابراهیم میرشاه جعفری

قسمت دوم:

آنچه در پی می آید نقطه نظر نویسنده می باشد،هرچند ممکن است جامع و کامل نباشد.

سوال2

انسانهای مختلف مسیرهای گوناگونی را برای طی کردن مسیر زندگی خود انتخاب کرده اند.این گزینه ها ی متفاوت مبتنی بر انگیزه مشترک تمام نفوس انسانی است و آن انگیزه ، تحصیل کمال و میل به سعادت است . شناخت کمال و سعادت حقیقی به انسان کمک می کند تا مسیر درست و راه امنی را برای گذراندن زندگی خود برگزیند.

از میان حکیمان مسلمان ، صدر المتالهین(ملاصدرا)با به گار گیری قواعد عقلی ،الهام از آیات الهی و بهره مندی از الهامات ذوقی،افق درخشانی را برای سعادت انسان از طریق استکمال وجودی آدمی ارائه کرده و مسیری را تشریح می کند که نفس باطنی آن ، مراتب تکامل و سعادت را طی و با رسیدن به هر مرتبه ،قابلیت های خدادادی خویش را فعلیت می بخشد.لذا در پاسخ به سوال فوق استکمال وجودی انسان در دیدگاه صدرالمتالهین ارائه می گردد.

در ابتدا به خلاصه ای از مراتب وجود و نحوه تقسیم آن پرداخته می شود؛ تقسیم عوالم وجود که به سه عالم ماده ، مثال و عقل از دیرباز معمول بوده و اغلب حکمای الهی عوالم وجود را چهار مرتبه دانسته و عالم لاهوت یا عالم ربوبی را نیز به سه عالم فوق اضافه نموده اند که در معرفت دینی با عناوین ناسوت ،ملکوت، جبروت و لاهوت تعبیر شده است؛در عرفان نیز یک عالم با عنوان مرتبه ی جامعه یا انسان معرفی شده که جامع همه عوالم است که در عرفان با عنوان حضرات خمس بیان شده است.

حضرات خمس در عرفان بیشتر در آثار ابن عربی و پس از وی صدر الدین قونوی به شیوه ای سازمان یافته مورد بحث و تدوین شده است، که در ذیل این حضرات مختصرا" توضیح داده شده است.

حضرت مطلق: این مقام دارای دو تعیّن احدیت و واحدیت است که از معارف قرآنی از جمله«قل هو الله احد»و«هو الله الواحد القهار»برگرفته شده است و واژه غیب مطلق نیز از «و عنده مفاتیح الغیب لا یعلمها الا هو»اقتباس شده است.این مرتبه،مرتبه ی عزت کامل و تزیه محض خدا است و آیه«ان الله غنی عن العالمین»بر همین مقام اشاره دارد.

مقام جبروت یا عالم مجردات صرف: این مرتبه همان حضرت لوح المحفوظ و عالم ارواح مجردات تعبیر شده که همان مرتبه ی مفارقات تام در اصطلاح حکمای اسلامی است ؛ این مرتبه شامل دو قسم موجودات است.

کروبیان: موجوداتی هستند که تدبیر و تصرفی در عالم اجسام ندارند و غرق در جمال و جلال الهی هستند.آنان محو شیفته جمال الهی هستند و لذا کسی را جز خدای متعال نمی شناسند و حتی به خودشان نیز توجهی ندارند.

روحانیان: موجوداتی هستند که در عین تجرد به عالم اجسام تعلق داشته و در آن تدبیر و تصرف می کنند.

مقام ملکوت یا عالم مثال:مرتبه ی ظهور حقایق مجرد و لطیف با آثار و عوارض مادی نظیر شکل و مقدار گویند.از این مرتبه به خیال منفصل و در لسان شرع به برزخ تعبیر شده است .این مقام واسطه ی عالم ارواح و عالم ماده و اجسام است.

مقام ناموت یا علم ماده: همان عالم شهادت مطلق یا عالم اجسام و مرتبه ی حس و محسوسات است.موجودات این عالم به لحاظ ترکیب در نهایی ترین حد قرار دارند و فشرده ترین مرتبه از مراتب وجود است.

مقام جامعه یا عالم انسان (انسان کامل)به این مرتبه جامع جمیع مراتب الاهی و کونی و تمام تزلات وجود است.از این مراتب به کون جامع نیز تعبیر شده است.انسان تنها موجودی است که می تواند تمام مراتب وجود را در خود پیاده کند و شامل جهات حقانی و خلقی گردد.

در بیان کلی ملاصدرا برای آنکه بتواند استکمال یا ارتقای نفس(وجود)را آنچنانکه در بالا از ایشان بیان شد ارائه کند نیاز به اصول و قواعد در حکمت خود دارد که برخی از مهمترین این اصول و قواعد عبارتند از:

1.اصالت وجود:هر چند برخی حکیمان مسلمان از جمله ابن سینا اشاراتی به اصل بودن وجود داشته اند امّا ملاصدرا برای تأکید و حکمت خود را برآن استوار ساخت. در بیانی فشرده ازنظر ملاصدرا وجود اعرف الاشیاء است که خود نیاز به تعریف نداشته و همه چیز با آن تعریف می شود و به عبارتی دیگر از نظر ملاصدرا بین مفهوم وجود و حقیقت وجود تفاوت وجود دارد و می شود مفهوم وجود را تعریف کرد ولی حقیقت وجود تعریف ناپذیر است.

2.وحدت و کثرت در وجود و برعکس:در اندیشه ی اسلامی حکیمان مشایی بر این باورند که موجودات متباین از یکدیگرند و میان آنها رابطه علی و معلولی برقرار است یعنی موجودات دارای وجودات مستقل از هم هستند عارفانی چون ابن عربی بر وحدت شخصی وجود معتقدند یعنی وجود حقیقتی واحد و کثرت مربوط به موجودات خارجی است این قول به تشکیک در مظاهر معروف است.

امّا صدرالمتالهین با اینکه به وحدت شخصی وجود باور دارد امّا ابتدا بر تشکیک وجود برهان اقامه کرده است.

3.وحدت نفس و قوای آن:ملاصدرا براهین متعددی بر قاعده «النفس فی وحدتها کل القوی»اقامه کرده است.این قاعده بر این اشاره دارد که نفس با وجود قوای ادراکی و تحریکی متعدد، از وجود واحدی برخوردار است و مدرک و محرک حقیقی همان نفس است و قوای نفسانی ،مراتب وجود واحد یعنی نفس هستند.

با عنایت به حضرات خمس که در بالا به طور مختصر بیان شد، باید دید در دیدگاه ملاصدرا کمال و سعادت چیست و رابطه ی آن با مراتب وجود چگونه است که در ذیل مورد بحث قرار می گیرد.

صدرالمتالهین کمال وسعادت را همان وجود می داند و وجودات در کمال و نقص دارایی مراتب مختلفی هستند؛به بیان دیگر هر چه وجودی از عدم خالص تر باشد از تکامل و سعادت بیشتری برخوردار است.مضاف بر آنکه ادراک و شهود وجود نیز خود کمال و سعادت محسوب می گردد و لذا وجودات در ادراک نیز متفاوت می گردند و این به معنای آن است که تکامل نفس و مراتب آن کاملا ناشدت جودی آن مرتبط است یعنی هر قدر نفس و قوای آن به لحاظ وجودی قوی تر و شدیدتر باشد از مرتبه ی تکاملی والاتری بهره مند است.

به عبارت دیگر شدت وجود نفس از دو جهت موجب ارتقای مرتبه ی نفس می شود،اول به جهت آنکه خود مرتبه ی وجود ، درجه ی تکامل را نشان داده و دوم آنکه هرچه نفس و قوای آن شدت بیشتری داشته باشند قادر به درک مدرکات ناب تر و خالص تری خواهد شد.

چگونه چنین امری در دیدگاه ملاصدرا حاصل می گردد؟چون ملاصدرا موجودات عالم را در عین حال که در موجود بودن واحد می داند،از جهت شدت و ضعف در وجود ،دارای اختلاف و کثرت دانسته و به زبان حکمت دارای تشکیک هستند،بنابراین موجودات ضعیف و قوی در سلسله ای از مراتب قرار می گیرند که ملاصدرا آن را با معرفی مراتب هستی بیان می دارد.

نفس انسان از ابتدای وجود خود مراتب و درجات متعددی را پذیرفته که با حرکت جوهری اطوار مختلف وجودی را سپری می کند و به تکامل می رسد،وی این مراتب را براساس تقدم و تاخر در حدوث به صورت زیر ارائه نموده است.

1.جنین انسان که در رحم قرار دارد و مرتبه نباتی نفس بوده که بالفعل در این مرتبه قرار دارد ولی بالقوه در مرتبه ی حیوانی چون نه حس دارد نه حرکت.

2.از تولد تا بلوغ طبیعی به مرتبه ی حیوانی راه یافته و حیوان بالفعل و انسان بالقوه است.

3.ارتقای نفس از درجه حیوانی به بلوغ معنوی و رشد باطنی مرتبه ی سوم بوده که در آن انسان نفسانی بالفعل و انسان ملکی و یا انسان شیطانی بالقوه است.

4.مرتبه چهارم مرتبه انسان ملکی است که اگر انسان توفیق یافته و در مسیر حق و توحید قرار گیرد و عقل وی با علمش کامل گردد و خردش با تجرد از اجسام کامل گردد.در شأن بالفعل انسان ملکی است و اگر در مسیر ضلالت و جهالت قرار گیرد از جمله حیوانات و اهریمنان می شود و در این حال انسان در مرتبه ی شیطانی بالفعل قرار می گیرد.

تعلیم وتربیت

مهم ترین مشخصهی انسان که او را از سایر حیوانات و نباتات جدا می کند فطرت خداجوی است.فطرت یعنی آن کشش هایی که در جهت خود عالی انسان قرار دارد مثلا انسان مدح کردن و مورد مدح قرار گرفتن را دوست دارد یعنی در ذات خودش کار هایی را می کند تا بدین وسیله ستوده شود.براساس نظر استاد شهید مرتضی مطهری انسان دوگونه کشش دارد که ناشی از ابعاد مختلف وجودی انسان می شود.

1)خود عالی: براساس این نوع کشش انسان در جهت برآورده ساختن این تمایلات قدم بر می دارد و براساس تلاشی که در این مسیر بر میدارد به رشد می رسد.

2)خود دانی:تمایلات دانی انسان را که مشترک با حیوانات است را خود دانی مینامند.این تمایلات نیاز های ضروری و ابتدایی او مانند گرسنگی،نیاز به همسر و ... را شامل می شود.در این جهت انسان نیز هر قدمی که بردارد به رشد می رسد.

گفتیم که کمال در هر دو جهت وجود دارد یعنی انسان هر اندازه که در تمایلات خودش قدم بردارد به کمال می رسد منتها جهت این کمال یا در مسیر قرب الی وجود دارد که در متون دینی به «صراط مستقیم» تعبیر می شود و یا در جهت ولایت شیطان حرکت می کند و در این صورت از قرب الهی دور می شود. براساس تعلیمات اسلامی انسان در ذات خودش سیر الی اللهی دارد و برنامه تعلیم و تربیت نیز با توجه به این نکته طرح می شود:« فإقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها».

انسان گرایش های معنوی دارد یعنی اگر شما مکتب توحیدی را بر او عرضه کنید در صفحات وجودی خویش می پذیرد گرچه ممکن است در ظاهر منکر آن باشد. لذا فلسفهی اصلی تعلیم و تربیت براساس همین گرایش هاست و چون نقشه آفرینش انسان به گونهای تنظیم شده است که آماده حرکت به طرف غایت وجودی خود که همان انسان کامل شدن در مسیر قرب الهی است قرآن خطاب به پیامبر اکرم می فرماید:«إنما أنت مذکر لست علیهم بمصیطر».براساس نظام تعلیم و تربیت اسلامی کافی است که متولیان أمر برنامههای خود را بر این اساس تنظیم کنند.مقام معظم رهبری نیز بر این نکته تاکید دارند که برخلاف عقیدهی برخی میز پینگ پنگ جوان را جذب مسجد نمی کند بلکه براساس فطرت خداجوی او باید برنامه های دینی در جهت گرایش های معنوی را گسترش داد.

شهید مطهری برخی از این گرایش های معنوی را برشمرده است مانند این که نیاز به پرستش،نیاز به آزادی،نیاز به محبت،نیاز به نظم و نظافت،نیاز به مشورت،نیاز به زندگی اجتماعی، نیاز به عدالت و ... در مقابل برخی از گناهان وجود دارند که این لوح وجودی انسان را آلوده می کند و باعث پشیمانی او می شوند ، لذا گرایش به توبه از خطا و گناه در انسان وجود دارد و این حالت از بهترین مواقعی است که می توان برنامه های تربیتی به اجرا در آورد چرا که انسان در این حالت سعی در جبران خطای خود می کند و تعلیمات دینی را علاقهی بیشتری می پذیرد.این حالت به طور مخصوص در بین نوجوانان و جوانان وجود دارد همانطور که بر اساس آموزه های روایی و یافته های علمی بهترین دوران یادگیری و پرورش انسان این زمان است.

در پایان جا دارد که مسئولین أمر اعم از آموزش و پرورش، مسجد ، بسیج و ... بیشتر طرح های تربیتی خود را براساس دغدغههای متعالی جوانان نماید تا هم قدمی در راستای تعلیم و تربیت برداشته باشد و هم بیشترین بازدهی را از برنامه های خود ببینند.

نتیجه گیری

به باور ملاصدرا هستی مانند دایرهای است که دارای دو قوس است: قوس نزول و قوس صعود؛ زیرا ذات خداوند همچنان که فاعل اشیاست، علت غایی آنها نیز هست (الشیرازی، 1354، ص206-205). ملاصدرا در توضیح چگونگی آفرینش و ایجاد دنیا و آخرت بیان میکند که خداوند در ابتدا مبادی کائنات را ابداع کرد و سپس عواید آن را عکس مبادی ایجاد نمود؛ ازاین رو «قوس نزول» یعنی ایجاد موجودات از خداوند و «قوس صعود» یعنی بازگشت موجودات به خداوند، عکس یکدیگرند. ملاصدرا در توضیح قوس نزول بیان میکند که وجود اشیا افاضه ذات خداوند است و آنگاه که این افاضه صورت میپذیرد، مراتب عالَم از اشرف به اخس ایجاد میشود؛ یعنی هر موجودی بهره خود را از وجود دریافت میکند؛ وجودی که سزاوار اوست و مرتبهاش در هستی را مشخص میکند. مراتب موجودات در قوس نزول عبارت است از عقل، نفس فلکی، طبیعت و ماده. این مراتب در قوس صعود از ماده آغاز شده و به عقل ختم میشود؛ یعنی مراتب از ماده اولی آغاز شده، تا جسم و نبات و حیوان و انسان که دارای عقل است، ادامه مییابند. بنابراین ابتدای وجود از عقل آغاز میشود و به عقل نیز خاتمه مییابد و مابین اینxadدو، مرتبهها و منزلهای بینهایت است:

هو الفاعل الحقیقی فی إنشاء هذه النشأة إلا أنه شرع فی إنشائها و ما بعدها بعد استیفاء مراتب الموجودات فأبدع منه أولا مبادئها ثم أرجع إلیه عوائدها فکانت النهایة علی عکس البدایة فکانت عقلا ثم نفسا ثم طبیعة ثم مادة فیعود متعاکسة کأنها تدور علی نفسها جسما مصورا ثم نباتا ثم حیوانا ذا نفس ثم إنسانا ذا عقل فابتدأ الوجود من العقل و انتهی إلی العاقل و فیما بینهما مراتب و منازل (همان، 1382، ج1، صxad180).

در تعبیری دیگر که ملاصدرا آن را از عارفان وام گرفته است، هستی دارای سه مرتبه است: وجود حق، وجود مقیّد و وجود مطلق (قیصری، 1375، ص 172). مرتبه اول وجودی است که تعلق به غیر خود نداشته و مقید به هیچ قیدی نیست. این مرتبه همان وجودی است که شایستگی مبدأ بودن برای سایر موجودات را دارد. مرتبه دوم وجودی است که تعلق به غیرخود داشته و شامل عقول، نفوس، طبایع مواد و اجسام میشود؛ سومین مرتبه وجود «وجود منبسط» است که در اصطلاح اهل عرفان «نَفَس رحمانی» نام دارد. وجود منبسط، نخستین صادر از علت نخستین بوده و اصل عالم آفرینش و حیات و نور ساری در تمام آسمانها و زمین است و در هر موجودی بهxadحسب استعداد آن جریان مییابد (الشیرازی، 1382، ج1، ص70).

منابع

1- قرآن کریم

2- آشتیانی، سیدجلالالدین، تمهید القواعد (مقدمه)، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و آموزش عالی، 1360.

3- ابنسینا، حسینبنعبدالله، الشفاء (الالهیات)، به تصحیح سعید زاید، قم: مکتبة آیةالله المرعشی، 1404ق.

4- رسائل، قم: بیدار، 1400 ق.

5- ابنxadعربی، محییxadالدین، الفتوحات المکیة، ج2و4، بیروت: دار صادر، بیتا.

6- فصوص الحکم، تهران: انتشارات الزهراء (س)، 1370.

7- حسنxadزاده آملی، حسن، اتحاد عاقل به معقول، چxad2، قم: بوستان کتاب، 1386.

8- عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون، چ2، تهران: امیرکبیر، 1385.

9- سبزواری، حاج ملاهادی، اسرار الحکم، تصحیح کریم فیضی، قم: مطبوعات دینی، 1383.

10- سبزواری، حاج ملاهادی، شرح المنظومة، ج5، قم: نشر ناب، 1422ق.

11- شیرازی، قطبالدین، شرح حکمة الاشراق، به اهتمام عبدالله نورانی و مهدی محقق، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1383.

12- قیصری، محمدداود، شرح فصوصxadالحکم، به کوشش سید جلالالدین آشتیانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.

13- مجلسی، محمدxadباقر، بحارxadالانوار، بیروت: موسسة الوفاء، ج58 و66، 1404ق.

14- مصلح، جواد،إیضاح المقاصد، به اهتمام نجفقلی حبیبی، تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، 1385.

15- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 6، چ 11، تهران: صدرا، 1386.

16- الشیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، اسرار الآیات، مقدمه و تصحیح محمد خواجوی، تهران: انجمن حکمت و فلسفه، 1360.

17- تفسیر القرآن، جxad5 وxad6، چxad2، تحقیق محمد خواجوی، قم: بیدار، 1366.

18- الحاشیة علی الهیات الشفاء، قم: بیدار، بیتا.

19- الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة، ج3-1و8-5، چxad3، بیروت: دار احیاء التراث، 1981xadم.

20- رساله سه اصل، تصحیح سیدحسین نصر، چxad3، تهران: روزنه، 1377.

21- شرح اصول الکافی، جxad1، چxad2، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1383.

22- الشواهد الربوبیة، جxad1، قم: انتشارات مطبوعات دینی، 1382.

23- المبدأ و المعاد، به تصحیح سیدجلالالدین آشتیانی، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران، 1354.

24- مجموعه رسائل فلسفی، تهران: انتشارات حکمت، 1375.

25- الشیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، مفاتیح الغیب، تصحیح محمد خواجوی، تهران: موسسه تحقیقات فرهنگی، 1363.

26- مولوی، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، به کوشش نیکلسون، چxad5، تهران: نشر طلوع، 1376.

27- قونوی،صدر الدین، اعجاز البیان فی تفسیر ام القرآن،ص 10، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى ، قم ،1381 ش.

28- امام خمینی، روح الله ، مصباح الهدایة إلى الخلافة و الولایة، ص 29، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى – تهران

29-تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری.

30-آزادی معنوی،مرتضی مطهری

ارتقاء مرتبه وجودی که همان استکمال آدمی در مراتب عالم هستی می باشد را درچارچوب تعلیم وتربیت اسلامی و با الهام از مبانی فلسفی تحلیل نمائید.

برچسب: ارتقاء,مرتبه,وجودی,همان,استکمال,آدمی,مراتب,عالم,هستی, نویسنده: یوسف ابراهیمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی